السيد حامد النقوي
32
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
« اللسان » نمىنمود ، فوا عجباه و اسفاه ! ! چهاردهم : آنكه آنچه گفته : [ و تقول : هو « مولى الرجل » و « مولى زيد » و لا تقول : « هو أولى الرجل » و « لا اولى زيد ] . پس مخدوش است به چند وجه : اول : آنكه در اين استعمال هم حسب عقل استحاله لازم نمىآيد ، و هر گاه مدار تركيب نزد رازى لبيب ، بر محض عقل است نه بر وضع و سماع ، پس اين استعمال صحيح خواهد بود ، و عدم جواز به هيچ وجه مسلم نخواهد شد . دوم آنكه در اضافه « اولى » به « الرجل » و « زيد » حسب قاعدهء نحويه هم اصلا امتتاعى و منعى نيست ، زيرا كه استعمال اسم تفضيل باضافت يكى از طرق استعمال آنست ، كما صرح به النحويون باجمعهم من غير خلاف . پس اگر « اولى » را كه آن هم اسم تفضيل است ، مضاف نمايند بسوى « الرجل » يا « زيد » ، چرا جائز نباشد ؟ سوم : آنكه به حمد اللَّه و حسن توفيقه براى مزيد تخجيل اتباع رازى و معتقدين كمال حذق و مهارت و طول باع و دقت نظر او ثابت مىسازم كه علاوه بر جواز اضافت « اولى » بسوى « الرجل » و « زيد » ، حسب قاعدهء نحو ، بالخصوص اضافت لفظ « اولى » بسوى رجل در حديث نبوى وارد شده ، و اين حديث بمرتبه در صحت و ثبوت است كه در « صحيحين » مذكور ، و نزد محدثين و خدام ارشادات نبويه ، نهايت معروف و مشهور .